پرهام و پارمیسپرهام و پارمیس، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 18 روز سن داره
عشق مامان و باباییعشق مامان و بابایی، تا این لحظه: 16 سال و 11 ماه و 5 روز سن داره
ازدواج مامان و باباازدواج مامان و بابا، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 5 روز سن داره

پرهام و پارمیس معجزه های الهی

عکس های آتلیه تولد

  سللللللللام واسه آتلیه بردن شما کوچولوها کلی نگران بودم و همش با خودم میگفتم اینا عمرا اگه یک جا بند بشن تا ازشون عکس بگیریم.اما به پیشنهاد بابایی شما رو آتلیه نبردیم .تصمیم گرفتیم که توی باغ یا یک فضای باز ازتون عکس بگیریم که شاید سرگرم باشید و عکس هم بگیریم. به پیشنهاد آقای مجتبی علیپور که بهترین عکاس گروه حرفه ای ژست هست و کل عکس و کلیپ و فیلم های عروسیمون هم کار ایشون بود،شما رو به باغ بیتا توی شیراز بردیم و اونجا ازتون عکس گرفتیم.خدا رو شکر خیلی خوب همکاری کردید و نزدیک به چهار ساعت چیزی نگفتید و مشغول بودید تا اینکه خوابتون گرفت.ولی خدا رو شکر عکس ها گرفته شده بود.پارمیس مامان که مثل پرنسس ها همش همکاری میکرد و به...
18 مهر 1395

هورررااا...تولد یک سالگی

      آخ جون بالاخره یک ساله شدید خدا رو شکر که یک سال با وجود همه سختی هاش و ترس هاش و دلهره هاش و تمام بی خوابی هاش گذشت اما زندگی دونفره ما با وجود شما دوتا فرشته های کوچولو رنگ و بوی دیگه ای گرفت و معنای عشق مادری و پدری به فرزند رو خدا رو شکر چشیدیم و فهمیدیم که هیچ عشقی به نابی این عشق نیست. هر روز بابا سعید بهم میگه دقت کردی که تو زندگی دونفره امون هیچ وقت به این بلندی نمیخندیدیم وقهقهه نمیزدیم..منم که بهش فکر میکنم میبینم حق با اونه قبلا هم خیلی خوش بودیم،خیلی آرامش داشتیم اما مثل حال و هوای این روزهامون هیچ وقت بچه نمیشدیم که خنده هامون هم بچه گونه و بی آلایش باشه.هر روز بابا سعید وقتی با آر...
17 مهر 1395

شروع دوازده ماهگی

                           باورتون میشه...؟ فقط چند روز دیگه مونده تا شما تربچه های نقلی من یک ساله شید به امید خدا همون کوچولوهای ریزه میزه ای که از انجام دادن کوچکترین کارها عاجز بودند، کم کم رشد کردند و حالا در حالی هستند که خودشون میتونند با حرکت به خیلی از خواسته هاشون برسند یا منظورشون رو به یک نحوی به ما برسونند. مهمترین اتفاق این ماه اولین قدم های پرهام جان بود که حدود یک هفته مانده به پایان دوازده ماهگی تقریبا شروع به راه رفتن کرد.واسه این میگم تقریبا که از چندین روز پیش از این تاریخ قدم های کوچکی بر میداشت اما شجاعت ادامه دادن نداشت ت...
8 مهر 1395
1